دکلمه ها - شعر و دکلمه

دکلمه ها - شعر و دکلمه

(مجموعه اشعار و دکلمه های مهدی پورآزاد و شاعران دیگر)
دکلمه ها - شعر و دکلمه

دکلمه ها - شعر و دکلمه

(مجموعه اشعار و دکلمه های مهدی پورآزاد و شاعران دیگر)

گل نرگس


تو گل بودی و من کور به دنبال گلستان

تو می بودی و من مست به دنبال میستان

عطر خوش نرگس، همراه تو خندان

من بی خبر اما به دنبال عطرستان

محفل تو گرم بود، همراه تو تن پاکان

محفل من اما مشتی مست و بی درمان

عمر تو ولی کوتاه، برچیدن تو آسان

عمر گل من زیباست گرچه مردنش پنهان

آنان که سراغ گل پرسند از من و ایشان

کوی ره تو گویم گل نرگس در گلستان

یک روز گل من ترکید زیر لگد انسان

تا که برسم دیدم زاریست در گلستان

آن روز من و میخانه می بر غم او ریختند

حتی که شوند مدهوش چشم بر ره گل دوختند

گل ها همه تعظیم بر کوی ره تو بردند

فردا گل نرگس را بر خاک دگر بردند

اما گل نرگس مرد گل های دگر رویید

عطر گل نرگس را گل های دگر بوئید

گل ها همه گلدانه بر خاک زمین ریختند

فصل سوز و سرما را بر قبر زمین خفتند

من نیز که شوم عاقل رازم همچو گل باشد

دیدم عمر گل زیباست حتی اگه کم باشد


نوشته شده در 23 آبان 1389


 دکلمه ی  این شعر را می توانید با کلیک روی دکمه ی زیر دانلود یا مشاهده کنید:

حجم: 560 KB     فرمت: mp3    


Download

عاشقانه2


بی تو آفتاب شبی چند از آن کوچه گذشتم
بر در خانه تو چون مرغ سحر گلایه بستم

جامه چون درویشان ناله از درد عشق داشت
دل نگران بود سخن فراوان با تو کار داشت

یادم آمد چون شبی با تو از این کوچه گذشتیم
تو به من گفتی عاشقانه بر سر برکه نشستیم

شب نگران موسیقی آب آرام گلها بسته
شاخه ها به سوی ماه در اوج آب خم گشته

باد خاموش مردم خفته شب گران
تو با من تک و تنها پرسه ی دیو پنهان

تو به من گفتی چندی بر این شب نظر کن
گرچه مستی در بیانم قدری تامل کن

از تو خواهم مرا روزی فراموش کن
گر توانی از این شهر کمی دوری کن

چون شنیدم لحظه ای شب تاریکتر شد
غنچه پژمرد برکه خشکید ماه باریکتر شد

در جوابت گفتم حذر از عشق ندانم
چون دور شوم طاقت دوری ندارم

تو به من خندیدی شب تمام شد
روز بعد روشنی بر دل من کمان شد

چون پرستو بر سر شاخه نشستم در خانه ی تو
تو به من سنگ زدی من نرمیدم از تو

روز بعد و روزهای دگر از پس هم گذشتند
تو خبردار شدی پرستوها به خانه بازنگشتند

برو با یار خودت خوش باش من نگرانم
یک روز یار تو بودم امروز سرگردانم

من پرستو شدم و رسم پرستو زیباست
تو همان انسان باش زندگیت رویاست


نوشته شده در 28 آبان 1389


 دکلمه ی  این شعر را می توانید با کلیک روی دکمه ی زیر دانلود یا مشاهده کنید:

حجم: 677 KB     فرمت: mp3    


Download

بخت


یک روز غم زیاد شد

مادر اشک ریخت

پدر بیمار شد

من مسافر بودم

دلم تنگ شد

انگار دنیا

برایم بند شد

اشکم نریخت

دل همچو سنگ شد

لحظه ای ایستاد

دوباره شروع شد

تخیل نبود

دنیام نابود شد

آسمانی که

یک روز سیاه شد


نوشته شده در یکم آذر 1389


 دکلمه ی  این شعر را می توانید با کلیک روی دکمه ی زیر دانلود یا مشاهده کنید:

حجم: 173 KB     فرمت: mp3    


Download

مسند عشق


چون جهان بر عشق پایدار است
همه چیز در منطق عشق آزاد است

جهان در مسند عشق منظم گرفت
مهتاب شب از عشق آرام گرفت

حتی مور از قدرت عشق دانه می کشد
بین، فلک که از او اینگونه کار می کشد

پروانه به دور شمع از آتش عشق سوخت
همان پروانه که روزی پیله ای دوخت

بوی گل در گلستان از عشق معطر شد
عمر گل در بوستان از عشق منظم شد

آسمان چتر بر زمین می دوزد گاه سایه ای
گاه بی چتر از حرارت می سوزاند پاره ای

عشق گاه می باراند ابری را بر رحمتی
عشق گاه می خشکاند تکه ای بر حکمتی

دلها در تاریکی آرام می گیرد بیتاب
دیده بر نقطه ای آسان می گیرد به خواب

این انسان است که می گوید از عشق؟
تفسیر کرده است آن را به صدها عشق

گاه بویی از شهوت می آید از آن نام پاک
وای، می فروشند آن را در کوچه ای بی باک

اما معنای عشق از طبیعت آشکار است
در زمین و زمان معنای آن یکسان است

عشق نهان دارد چیزهایی که ما ندانیم
اسرار عشق آن باشد که شاید بخواهیم

هرکه گوید من عاشقم بی درنگ وزنی کن
در تجسم بر چشمانش لحظه ای یاری کن

آن که عشق را با هوس یک بداند عاشق نیست
آن که عاشق نباشد می توان گفت لایق نیست


نوشته شده در 5 آذر 1389


 دکلمه ی  این شعر را می توانید با کلیک روی دکمه ی زیر دانلود یا مشاهده کنید:

حجم: 552 KB     فرمت: mp3    


Download

خواهم آمد


به عشقم نوشتم نامه ای

یک روز خواهم آمد، امروز دیر است،فردا خواهم آمد

تو پاک بمان گم، من خواهم آمد

اسب من تشنه است، بی اسب خواهم آمد

در پاییز یا زمستان، بهار خواهم آمد

سیاهیست آشکار

سایه ها خاموش نیستند، در تاریکی خواهم آمد

پشت سر فراموشی، پنهان خواهم آمد

تو آرام بمان گلم، یک روز خواهم آمد

فراموشم نکن اینجا سرد است

از دیار سرما خواهم آمد

شنیده ای

اینجا جنگ است

از میان خون خواهم آمد

دیده ای

دیده ها کورند

از میان کورها بینا خواهم آمد

وفادار بمان گلم

وفادار خواهم آمد

من خواهم آمد

حتی اگر مرده

با عشق خواهم آمد

یک روز خواهم آمد، امروز دیر است، فردا خواهم آمد


نوشته شده در 10 آذر 1389


 دکلمه ی  این شعر را می توانید با کلیک روی دکمه ی زیر دانلود یا مشاهده کنید:

حجم: 544 KB     فرمت: mp3    


Download

فرشته ی من

این شعر را برای یکی از دوستان وبلاگیم نوشتم که سالهاست از دوری مادرش در غمه...
صاحب این دو وبلاگ به نام "یاسمن"

من هنوز آرزو داشتم، دستمو تازه گذاشتم

توی دستاش خونه کاشتم

توی خونه، توی خوابم، توی رویای شبونه

خواب دیدم

سیاهی آمد، پشت سر، حوض پر خونه

خواب من تعبیر کابوس، سرسره بازی منحوس

فرصتی عجل ندادش، که شوم آخرین تنبوس

این برام آخر خشمه مثل خشکیدن چشمه

مثل التماس باران واسه خاکی خیلی تشنه

رویا رویای شبونه، قصه خوان خواب من بود

رویا آخرین فرشته آخرین تنبوس من بود

که خودش اینو نوشته

رویا مادر خودم بود...

رویا از فرشته ها گفت، بعد از اون جدایی آمد

رویا گفت از گرگایی که توی شکل آدم آمد

دیگه شبا به جای خواب غم تو دلم زانو زده

هرجا برم پشت سرم بختک بد قلم زده

این روزا شب

سیاهیشو برای من پخش می کنه

روز که میشه

ابر سیاه چترشو رو خونه ی من پهن می کنه

کاشکی می شد

مادر من یاسمنو جا نمی گذاشت

پشت سرش خونه ای رو با یاسی تنها نمی گذاشت

یاسی الان ده ساله که رویا رو کابوس می بینه

برچیدن یاسمنو پلی به فانوس می بینه


نوشته شده در 12 آذر 1389


 دکلمه ی  این شعر را می توانید با کلیک روی دکمه ی زیر دانلود یا مشاهده کنید:

حجم: 2.73 MB     فرمت: mp3    


Download

دلواپس


اگه دست یاسمن گلدونا رو آب نداده

اگه بانو نسترن ماهیارو دون نداده

یا قناریم کز کنه کسی اونو برنداره

شب بشه و کنج خونه چراغی روشن نمونه

اگه مادرم، گلم

به رسم عادت اسم منو صدا کنه

بعد بشینه عکس منو برداره و گریه کنه

یا پدر دلش بخواد کمی با من حرف بزنه

بعد ببینه مهدی نیست و رو در و دیوار داد بزنه

من چه کنم

تو غربتی که تنهام چقدر باید گریه کنم

برای تسکین دردهام کی رو باید صدا کنم

تقدیر من به رسم عشق مجنون جاده هام کرد

به انتظار رسیدن در غربتی رهام کرد

کاشکی می شد فقط یه بار، قبل مردن می دیدم

اون که منو صدام کرد، از جاده ها می چیدم

مادر منو عفو کن تقصیر این دلم بود

اون که منو رها کرد پاره ای از تنم بود


نوشته شده در 16 آذر 1389


 دکلمه ی  این شعر را می توانید با کلیک روی دکمه ی زیر دانلود یا مشاهده کنید:

حجم: 451 KB     فرمت: mp3    


Download

گریه ی آب


پشت تالاب روبروی تاک هر روز آب، گریه می کند

گریه ی او بی احساس نیست

او آب گریه می کند

از مرگ و تباهی برکه می توان گریه ها را بر شمرد

تا پای عقاقی حمل نمود

می توان علت پرسید، سایه ها را گم نمود

شاخه های خشک را روی آب پل نمود

به دشت عقاقی ها رسید خود را گم نمود

واژه ها را با پری مهربان آغاز نمود

هرزگان را از آب دور نکنید

آب مهربان است

چون قطره ها گم شده اند

او نگران است

از برای من پلی ساخت تا زندگی

به دیدار یاسمن گل جاودانگی

رخش روحسوار از آب جرعه ای نوشید

تعظیم کرد او را بوسید

خبری از باد رسید

باران در راه است

برکه جوشید، آب خندید، آسمان درید ابرها را

قطره بارید، برکه پر شد، آب پر کرد دره ها را

زندگی جاریست

آب مهربان است

پلی دیگر باید ساخت به دیدار عقاقی


نوشته شده در 18 آذر 1389


 دکلمه ی  این شعر را می توانید با کلیک روی دکمه ی زیر دانلود یا مشاهده کنید:

حجم: 462 KB     فرمت: mp3    


Download