دکلمه ها - شعر و دکلمه

دکلمه ها - شعر و دکلمه

(مجموعه اشعار و دکلمه های مهدی پورآزاد و شاعران دیگر)
دکلمه ها - شعر و دکلمه

دکلمه ها - شعر و دکلمه

(مجموعه اشعار و دکلمه های مهدی پورآزاد و شاعران دیگر)

نظری دارم



من نیز سخنی دارم از عشق نظری دارم

از دل که پر از عشقه من نیز خبری دارم

عشق من و لیلایم عشق من و غربت بود

حتی اگه پوشالی اما واسه من خوب بود

افکار من افکاریست مانند پریشانی

اشکال من و یارم آشکاری و عریانی

رویای من اما شد مانند غزل در شب

رویای تو پوشالیست مانند سحر در شب

من شاعر مستانم از مستی ولی گریان

من شاعری درس دادم از لفظ بد پیران

مستی من از می نیست کز دار غم لیلا

کز فاصله ها پیدا آنگاه که سخن آشنا

زین پس نشوم عاشق بر هر لیلی و لیلا

که دام شیاطین است عشق بی کبریا


نوشته شده در  ۱۳۸٩/٧/4


 دکلمه ی  این شعر را می توانید با کلیک روی دکمه ی زیر دانلود یا مشاهده کنید:

حجم: 1,596 KB     فرمت: mp3    


Download

تو دوباره


منو بی صدا صدا کن تو دوباره با نگاهت
منو از عذاب رها کن تو دوباره با جوابت
یا که این لحظه آخر قبل مردنم سفر کن
که ندارم طاقت اشک منو بی خودت رها کن
مرا انتظار تو نیست تو هنوزم تر و تازه
ولی من رفتنی ام اینه وضعم ببین پژمرده
بعد مردنم واسه من تو یه روزی گل نیاری
سر قبرم که بشینی نکنه یه وقت بباری
اما اون روز که می آیی تک و تنها تو بیایی
نبینم مرد غریبه سر قبرم تو بیاری
تو ببین دنیا سواره، رو سر ما درد می باره
وقتی که ببینه شادی یه دفعه غم میاره
حتی پشت سر غم هم می تونه بلا بیاره
نکنه یه وقت یه روزی خسته شی بخوای بیایی
یا که تو خودت یه جوری خودتو بخوای به داری
اینجا خیلی هم نریختن پشت هم عذاب می باره
گاهی وقتا می بینی که یه جورایی غم می باره
ولی من دلم چه تنگه اما اشکم آب نداره
چشم من داره می سوزه تو جهنم خواب نداره
یه روز تازه دوباره اگه یک روزی دوباره
بتونم تو دنیا باشم اون روزی که غم می باره
من فقط خنده میارم واسه عشق تو می خندم
کوله بار مرگمو من قبل رفتنم می بندم
هرچی شادی باشه با تو قبل رفتنم میارم
هر چی بازی جدیده قبل رفتنم می بازم
واسه تو جمله میارم حرفای تازه می کارم
خورشید رو از ماه می گیرم بی ستاره ماه می کارم
که شبای تو قشنگه بهتر از این شب میارم
پیش پای تو می شینم واسه خوابت قصه میگم
ولی افسوس دیگه دیره جسم من داره می سوزه
کار من دیگه بریده حتی رویا هم فریبه


نوشته شده در  ۱۳۸٩/٧/5


 دکلمه ی  این شعر را می توانید با کلیک روی دکمه ی زیر دانلود یا مشاهده کنید:

حجم: 3,315 KB     فرمت: mp3    


Download

می توان


می توان یک لحظه ایستاد از خشونت ها فرار کرد
می توان آن لحظه قول داد از حوس دل کند

می توان مانند کودک ساده بودن را آموخت
می توان گرگ شد گله ها را به هم دوخت

می توان آرام شد از کنار عشق رد شد
می توان مانند مجنون به دنبال لیلی شد

می توان از باران گذشت مانند طوفان گشت
می توان مرد شد یا که در معنی زن گم گشت

می توان یک مسافر شد فاصله ها را آموخت
می توان آن سوی دنیا به وطن چشم دوخت

می توان بی تفاوت بود از کنار جلاد رد شد
می توان مردن برادرها را ندید بدتراز بد شد

می توان از چراغ های قرمز رد شد گاهی
می توان از دست یتیمی گرفت و به پناهگاهی

می توان باز گرگ شد گله ها را درید
می توان گوسفندی شد بی هدف چرید

می توان یک جا نشست مانند همیشه درگذشت
می توان مانند شاعر شد نوشت از سرگذشت


نوشته شده در  ۱۳۸٩/٧/6


 دکلمه ی  این شعر را می توانید با کلیک روی دکمه ی زیر دانلود یا مشاهده کنید:

حجم: 193 KB     فرمت: mp3    


Download

سرزمین رویا ایم


مرا روزی آرزویی بر سر بود

آرزوی من فراتر از رویا بود

آرزوی من در سرزمین عشق بود

سرزمین عشق دورتر از اینجا بود

قانون ورود بر آن پاکی دلها بود

راه رسیدن برآن از میان کوهها بود

تصمیم من رسیدن به آنجا بود

کوله بار من پر از آفاق بود

دلیل کار من زندگی رویایی بود

سرزمین من پر از ناپاکی بود

ناپاکی با دل من ناسازگار بود

در این راه توکل من بر خدا بود

خدا بر تمام وجود من آشنا بود

تنها بودم، همسفرم کوه ها بود

یاری داشتم،آن سوی دره ها بود

در انتظار رسیدن، دل آگاه بود

کارهای من گاه، ناخداگاه بود

دلم خوشنودتر از هر روز بود

تنم آزرده تر از ته روز بود

تاریکی درحاکم شدن بر روز بود

سفرمن نمیمه راه درحال بروز بود

من رسیدم آنگاه که نیمه شب بود

سرزمین رویا ایم گویا در خواب بود

من نیز خوابیدم اما فقط خواب بود

آنگاه فهمیدم تمام اشعارم خواب بود

نوشته شده در  ۱۳۸٩/٧/7


 دکلمه ی  این شعر را می توانید با کلیک روی دکمه ی زیر دانلود یا مشاهده کنید:

حجم: 1,440 KB     فرمت: mp3    


Download

سیب



کنار سیب و رازگی نشسته فرد عاشقی
اون از تبار تربتی بی خبر از یه خستگی
کنار اون شیطان و دیو برای افکار پلید
وسوسه خوردن سیب برای انکار و ندید
لحظه تردید و ندید وقتی قدم جلو گذاشت
اون صدایی نشنید وسوسه شیطان نذاشت
نذاشت که راحت باشیم یه ذره آزاد باشیم
وقتی که دردی نداریم یه خورده با هم باشیم
قسمت ما همین نبود جای ما که اینجا نبود
صورت ما چنین کبود فطرت ما چنین نبود
درد و بلا زیاد شده قصه ما دراز شده
برای ما این روزا همه چیز انکار شده
چاره ای نیست یه پل برای خونمون گذاشت
زیر پل هم یه آتیش برای جونمون گذاشت
من که می ترسم رد بشم یکی بیاد به کمکم
اگه کسی نبود ای کاش نشکنه این پلکم
بابای ما رد شده جای اون راحت شده
ما که می ترسیم رد بشیم برای ما بد شده
اما می گیم خدا هست بهتر از همه هست
زندگیمون اگه بد بهشت ما آخه هست

نوشته شده در  ۱۳۸٩/٧/8


 دکلمه ی  این شعر را می توانید با کلیک روی دکمه ی زیر دانلود یا مشاهده کنید:

حجم: 1,956 KB     فرمت: mp3    


Download

پاییز


وقتی پاییز میشه با من هم صدای پرسه هایم
که ازغروبش و طلوعش می گیرم من بوسه هایم

وقتی برگای قشنگش خشخش زرد و پر رنگش
می پیچه تو خاطراتم من میشم میزبان گرمش

من هنوزم بوسه دارم از روزای سرد پاییز
کاری با هوس ندارم عشق من بود بی قلاویز

حس غربتی نداشتم رو برگاش که پا می گذاشتم
کاری با بهار ندارم پاییز رو من دوست می داشتم

اما پاییز هم غریب شد وقتی که حرفاش فریب شد
منو قصد رفتنی شد اما عشق بی من صلیب شد

حالا یک صحبتی دارم پای رفتن کاری دارم
آره با تو من بهارم بی تو که عمری ندارم

عشقم رو به تو سپردم از تو که خاطره دارم
جونش رو ازش نگیری نگی که چاره ندارم

نوشته شده در  ۱۳۸٩/٧/٩


 دکلمه ی  این شعر را می توانید با کلیک روی دکمه ی زیر دانلود یا مشاهده کنید:

حجم: 1,690 KB     فرمت: mp3    


Download

فاصله



من و یک دختر شالیز چقدر فاصله داریم
مگه ما نگفته بودیم که فقط یک خدا داریم

دستای دختره خاکه تن اون ولی چه پاکه
همیشه توفکر کاره انگاری راحت نداره

دختر شالیز هنوزم گرم بازی با علف بود
دست یک دختر شهری شیشه ای عرق بود

دختر شالیز چه خسته توی تخت خاب نشسته
دختری دیگه شکسته چونکه جای بد نشسته

دختر شالیز نمازش کوهی از راز و نیازش
اوج احترام و خواهش وقت تعظیم و سلامش

دختری دیگر سرودش اوجی از کوه غرورش
معنی لباس خوبش توی ذهن لال و پوکش

دختر شالیز فقیره چون که بابائی نداره
دختر دیگه واسه پول میگه چاره ای نداره

که خودش رو می فروشه اون دیگه حسی نداره
واسه پول بهونه کرده که دیگه چاره نداره

خدایا فاصله ها رو اگه میشه کمترش کن
اگه میشه دنیا رو بهتر از این امنترش کن

دختر شالیز دوباره میگه که توان نداره
نکنه اونم ببازه که بگه چاره نداره
نوشته شده در  ۱۳۸٩/٧/٩


 دکلمه ی  این شعر را می توانید با کلیک روی دکمه ی زیر دانلود یا مشاهده کنید:

حجم: 556 KB     فرمت: mp3    


Download

در ستایش خدا


تو به خود بهتر نگاه کن تا خدای را ندیده ای دوباره نگاه کن
بر گدا که می گذری طعام عطا کن بی پرده رد شو آرام گذر کن

خدای بزرگ است ببین جهان را آفرینش این گیتی نهان را
سری نهاده است در گذر از گدا، گدا نیز وسیله ایست آشکارا

آنکه شب را به صبح رساند و و روشنی را بر تاریکی
همان که لیلی و مجنون را ساخت داستان دو عاشق کوکی

بین خدای را آنکه تو را روزی از نو خواهد ساخت
وای بر تو چرا شک داری تو را هلاک خواهد ساخت

آنچه خدای خلق کرد از برای من و توست وای بر ما
بهشت و جهنم نیز همچون سرای من و توست وای بر ما

همان خدای که زیباترین را انسان آفرید فقط در ستایش او
همان خدای که انسان را از چه آفرید مرحبا بر آفرینش او

به آنچه از افکار تو رد می شود فکر کن ببین تو فکر داری
به هرچه خواهی غلبه کن تو در آفرینش جهان برتری داری

پس شب و روز در ستایش خدای باش که اوست ایزد منان
در راه او همیشه صبور باش اوست پناهگاه همگان

می دانم فرقه ها بسیار است تو نیز می دانی شیطان در کمین
می شمارم دلهایی که بیمار است تو نیک گفتی بدترین

شب و روز می توان دید جوانان هرزه دختران بی پرده
کسی دید و رد شد گریست و گفت مانند انسانهای برده

اما چه توان کرد ما فقط در ستایش خدای بزرگ هستیم
خواهیم اصلاح کنیم اما نتوانیم از خدای جویای کمک هستیم

سجده به سوی خدا بردگی نیست بندگیست به بدان بگو بدانند
این کار ما از ترس نیست از عاشقیست به همه بگو بدانند

نوشته شده در  ۱۳۸٩/٧/٩


 دکلمه ی  این شعر را می توانید با کلیک روی دکمه ی زیر دانلود یا مشاهده کنید:

حجم: 500 KB     فرمت: mp3    


Download