دکلمه ها - شعر و دکلمه

دکلمه ها - شعر و دکلمه

(مجموعه اشعار و دکلمه های مهدی پورآزاد و شاعران دیگر)
دکلمه ها - شعر و دکلمه

دکلمه ها - شعر و دکلمه

(مجموعه اشعار و دکلمه های مهدی پورآزاد و شاعران دیگر)

پریشانی

به یکباره چشم برگشودن
و دنیای زشت را بدیدن

گوش بر سرزنش ها نهادن
سر به زیر از شرم انداختن

در جوانی از خلق گریختن
به گوشه ای خلوت گزیدن

دست بر جیب خالی گذاشتن
به پرسه ها امید گماشتن

دوستی با حسرت نگریستن
چشم هایش بر اشک گریستن

قسم به داشته ها خوردن
داشته های تو بی فایده بودن

در خیالات خام چشم بستن
و در یک رویا گم گشتن

به وقت بیداری باز گریستن
که ای کاش هنوز خواب بودن

به عکس های دختری نگریستن
و نامه ای از او و نخواستن

به زیبایی او در آیینه نگریستن
و باز و باز هر روز گریستن

از گرسنگی هر روز روزه داشتن
گاه به جیب های دیگری چشم داشتن

چه بگویم باز، دردسر داشتن
اوصاف جوانی در جوانی نداشتن

شندین جملات از دیگر جهان
از زبان مادری مهربان

آیا گرسنه اند فرشتگان!؟
گوید مادرم نه ای جوان

و باز در حسرت نگریستن
به طعام مادرم غم خورن

به چشم های او هنگام گریستن
در تمنایش از خدا برای زیستن

ای کاش باز می گشتم به نبودن
به بودن در نبودن و هرگز نبودن

آه چه زیباست تصور بودن
در کنار هم اما یکسان بودن

 

زمزمه (نجوا) ی این شعر را می توانید با کلیک روی دکمه های زیر دانلود کنید:

کیفیت عالی

حجم: 6,362 KB     فرمت: MP3  

Download

کیفیت معمولی

  حجم: 1,591 KB     فرمت: MP3 
Download

متن شعر را در قالب طرح گرافیکی با کلیک روی آیکن زیر دریافت کنید:



قیامت

چه بلند می سازی خانه ات را
سردر محله ی ویرانه ات را

کم مانده است بعد از او می آید
لرزه های بی امان می آید

امن بساز خانه ی دلت را
رها کن ویرانه ی تنت را

خانه ی تن خراب خواهد شد
چهره ها آشکار خواهد شد

کم مانده است بعد از او می آید
لرزش کوه و بیابان می آید

رها کن چهره ات را ای پسر
تو مردی نکن خود را دختر

کم نفروش ای پیر بد کار
ترازو سخن خواهد گفت ای کفتار

از برای چه نماز می خوانی
توایی که حق یتیم را نمی پردازی

یا به حج که میروی هر سال
از برای خداست یا دجال

کم مانده است بعد از او می آید
لرزش زمین و زمان می آید

پوشش خوب دارد بدِ امروز
گرگ بینی او را تو در آن روز

یتیمانی که چندشت می شد روزی
آرزو کنی جای آنها بودی

آرزو دگر کس را سودی نبخشد
لرزه ها که شروع شد خدا ببخشد

کم مانده است بعد مهدی می آید
لرزش کوه و بیابان می آید

 

دکلمه ی این شعر را می توانید با کلیک روی دکمه ی زیر دانلود کنید:

حجم: 2,394 KB     فرمت: MP3  
Download



بی بضاعت


بی بضاعت پسری، دانشجوی عصر جدید
دوست داشت دختری را، و بر وصل او امید

چونکه کاری نداشت و در جیب پولی نبود
گفت والدین دختر، او را که قسمت نبود

روزها گذشت و شنید پسر، که آوای دیگری
از پیری علیل و سیه روی و پر هوس، خبری

که به زور سکه و سیم و زر خواست هوسی
با دختری جوان و زیبا و سیه چشم وصلتی

تا که فهمید آن دختر عشق او بوده، لحظه ای
کرد قصد دزدی از خانه ی از خدا بی خبری

برف باریده بود و سیاهی آشکار گشت
جوانی که بر دیوار بلندی پدیدار گشت

گویا که هیچ نمی دید جز حس لمس پول
گاه پایش می لرزید بر لبه ی دیواری ملول

چونکه بر زمین افتاد جز صدایی بیش نداشت
آهی بود که برخواست اما شنوایی نداشت

مادری که داغ بر دلش نشست آهی کشید
بیش از این نگویم از مادر که داغی کشید

روزها بیش نگذشت که پیر بدجنس بازگشت
بر در خانه ی آن دختر پدیدار گشت

مردکی پیر و علیل و احمق و پر جفنگ
کرد راضی والدین فقیر را با پول و نیرنگ

آن مردک ندانسته و نیاموخته روی تختی
با زنی زیبا و قشنگ با چشمان مستی

به دور از چشم جوانی که تازه به خاک شد
با رگ هایی پر از آب منعی به خواب شد

این است داستان جوانی که ناکام گذشت
هر چه ظلم کردند بر او آن هم گذشت

در این فکرم روز قیامت چگونه خواهد بود
حال ظالمانی که دنیا به کامشان گذشت

 

دکلمه ی این شعر را می توانید با کلیک روی دکمه ی زیر دانلود کنید:

حجم: 4,613 KB     فرمت: MP3  
Download

متن شعر را در قالب طرح گرافیکی با کلیک روی آیکن زیر دریافت کنید:



وصال رویائی

نمی دانم!
نمی دانم کدامین رود
کدامین روز
کدامین لحظه ی مسدود
مرا به تو خواهد رساند

من قایقی ساخته ام
قایقی از پوست تن جنگل
و در ساحل جزیره ی متروکی
که از دل تنهای من هم تنهاتر است
در انتظار موج بی بازگشتم

اینجا خوشبخت نیستم
خوشبخت نیستم، خوشبخت نیستم
گرچه انسانی نیست
که مروارید دل مرا از من بگیرد
سایه ای جز سایه ی خودم نیست
گرچه درختان و گل ها و پرندگان و ماهی ها
 مرا دوست دارند

من در انتظار موجی هستم
موجی که به خواب دیده بودم
موجی که مرگبار است
همان موج که قایقم را خواهد شکست
و تو جنون مرا خواهی بخشید
که از عشق بی حدّم به تو
و از آرزوی با تو بودن
و از رویاهای ساختگی ام با تو
مرا به اینجا کشاند

و تو مرا از آن دریای طوفانی
به آغوش خودت بازگشت خواهی داد
و در این احساس که حسی دیگر است
تنها یک دل توان ارتعاش دارد
و داستان عشق من و تو
برای همگان مبهم است
مرا خواهی بخشید
مرا خواهی بخشید

 

دکلمه ی این شعر را می توانید با کلیک روی دکمه ی زیر دانلود کنید:

حجم: 4,582 KB     فرمت: MP3  
Download

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

متن شعر را در قالب طرح گرافیکی با کلیک روی آیکن زیر دریافت کنید:



همچنین مصاحبه ی صوتی درباره ی این شعر و دکلمه را با حجم 776 KB می توانید از اینجا دانلود کنید.

این دو روز زندگانی

این دو روز زندگانی با ما سر سازش نداشت
گرگ و گوسفندِ این بازی گویا فرقی نداشت

آسمان بارید اما بارش آن سودی نداشت
این زمین حاصلخیز بود مردم بذری نکاشت

قصه ی لیلی و مجنون خریداری نداشت
سوگلی قصه ی ما رنگ و بویی نداشت

آسمان پرستاره بود زیباییش تا نداشت
هیچ چشمی به دیدار او شتاب نداشت

دفتر شعر من هیچ ورق سفید نداشت
هیچ ورقی نبود که از عکس رخت یاد نداشت

مثل پرنده ها نبود، یار ما دو بال نداشت
مثل فرشته ها تو خواب، خیال ما جا نداشت

روبرو پرده بود چشم همه نا نداشت
او که توان دید داشت کنار ما جا نداشت

گل دلت پژمرده باغچه ی تو آب نداشت
باران بیاد الهی گل های من تاب نداشت

 

دکلمه ی این شعر را می توانید با کلیک روی دکمه ی زیر دانلود کنید:

حجم: 2,925 KB     فرمت: MP3  
Download

متن شعر را در قالب طرح گرافیکی با کلیک روی آیکن زیر دریافت کنید:

متن شعر

گل

Your Eye



i remember a day
you told me a way
من به یاد دارم روزی را
تو به من گفتی راهی را

with beautiful eyes
and distracted lips
با چشمان زیبا
و لب های پرشان

another way for life
to next of this life
راهی دیگر برای زندگی
برای ادامه ی این زندگی

you read into my eyes
i like your heart size
تو در چشمان من خواندی
من اندازه ی قلب تو را دوست دارم

and was a very large
and was a very nice
و (قلب تو) بسیار بزرگ بود
و بسیار زیبا بود

but i was very tired
 of this the bad life
اما من بسیار خسته بودم
از این زندگی بد

you smiled at me
it means yes for me
تو به من لبخند زدی
معنی این برای من آری بود

let's go to live again
together in joy and pain
بیا زندگی را از سر بگیریم
باهمدیگر در خوشی ها و سختی ها

--------------------------------------------------------------------------
Hello, I am a poet, My Language Is Not English but I love English, This was my first English poetry, Sorry for my mistakes in the lyrics hopefully, It was a poem that was a vague memory of a feeling, Thank you for your attention
--------------------------------------------------------------------------
این اولین شعر من به زبان انگلیسی بود، واقعا کار سختی بود، خیلی وقت گذاشتم، رو وزن شعر خیلی کار کردم، امیدوارم اشتباهات کمی داشته باشم، و از شعر و دکلمه لذت ببرید.


You can hear the song by clicking the download button below

دکلمه ی این شعر را می توانید با کلیک روی دکمه ی زیر دانلود کنید:

حجم: 1,940 KB     فرمت: MP3   


Download


پاره پاره


و چه خنده دار است بی پولی من
برای تو که نمی دانی از احوال من

در این فکرم که اگر جای من بودی
باز نماز می خواندی در سجاده ی من

سجاده ی من پاره پاره است
شکل پیرآهن تازه کهنه ی من

تا کنون شب گرسنه خوابیده ای
شکل خواب های همیشگی من

چه بوی خوشی می دهی 
نیست مثل بوی تنپوش من

پوست تو تر و تازه است و سفید
نیست مثل پوست زبر تن من

غلط می خوری روی تخت خواب خود
شکل خوابم را ببین خواب خشک من

تا کنون شنیده ای درد تازیانه ها
من زیاد خورده ام شکل دردهای من

شرط می بندم باز خنده دار است
که بدانی از عاشق شدن من

عشق من برای تو قابل دید نیست
درک آن برای تو مثل دردهای من

عشق من شب برد مرا تا ارش
تو نداری آنچه از داشته های من

دنیا اگر خوب بود برای خوبان بود
تو بمان با دنیا دور از احساس من
 

 

دکلمه ی این شعر را می توانید با کلیک روی دکمه ی زیر دانلود کنید:

حجم: 2,503 KB     فرمت: MP3   


Download

من کسی را دوست دارم



من کسی را دوست دارم
که خیلی زیباست
 خیلی مهربان است
و خیلی دوست داشتنیست
چون همیشه کنار من است
چون همیشه مرا دوست دارد
او کسیست که مانند هیچ کس نیست
مانند فرشته ها نیست
مانند مادر نیست
مانند داود نیست
مانند مهدی نیست
حتی مانند او مانندی نیست
او برای من کافیست
می دانید!
 به زودی پیش او خواهم رفت
گویا هنوز زود است
می دانم
 به زودی پیش او خواهم رفت
من خیلی وقت است که چمدان خود را بسته ام
حتی شعرهایم را هم برداشته ام
من برای او هدیه ای دارم
چه کنم، آهی در بساط ندارم
برایش شعری نوشته ام که با خود خواهم برد
اما دلگیرم
اما می ترسم
از اینکه نمی دانم حال که من پیش او نیستم
چه کسی جای مرا گرفته است
چه کسی می خواهد مرا از چشم او بیندازد
کیست!؟
کیست که با او عشق بازی می کند
نمی دانم، شاید
شاید هم من بد باشم
شاید هم بی خود دل خوشم
نمی دانم
***
کسی که من دوست دارم
کسیست که عاشق اویم
او مثل فیلم ها بادیگارد من است
او مثل نوری همیشه کنار من است
او می تواند تمام پسرهای شرور کوچه را بزند
می تواند مادرم را که پایش درد می کند
و به بازار می رود در حمل وسایل کمکش کند
می تواند سقف خانه ی ما را که می چکد درست کند
می تواند به همسایه ی ما که خیلی هم فقیر هستند
پول قرض دهد و هرگز هم سراغ پولش نیاید
حتی می تواند تمام شعرهای مرا از بر بخواند
راستی!
حتی می تواند اسم تو را
که شعر مرا می خوانی به من بگوید
***
با خود گفتم نکند دل او هم بگیرد
چه کنم!؟
این روزها برای عشقم شب بیداری می کنم
و نامه هایم را با پستی برقی
که مثل یک آسانسور فضا به زمین است
برایش ارسال می کنم
اما او خود به دیدارم می آید
کم حرف است
فقط می شنود
من زیاد سخن می گویم
اما خیلی دوستم دارد
و هرگز عصبانی نمی شود
او به من یاد داده است، به من یاد داده است
که تا می توانم مهربان باشم
حتی یاد داده است
چگونه در فراقش اشک بریزم
تا چشمانم درد نکنند
***
در آن نامه ی آخر که نوشتم
و فرشته ها برایت آوردند
نمی دانم کدامین نامت را ستوده بودم
در این نامه می نویسم
ستوده باد اسم اعظم یاهو

دکلمه ی این شعر را می توانید با کلیک روی دکمه ی زیر دانلود کنید:

حجم: 4,392 KB     فرمت: MP3   


Download

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

متن شعر را در قالب تصویر گرافیکی می توانید از پایین دریافت نمایید.